هــــــــوای وصـــــــال

هــــــــوای وصـــــــال

مــــــــولایمـــــ
دوست دارم برای دلــــــت که از من گرفته....
نماز آیـــــــــات بخوانم....

میشود برای مــــن که سالهاست خشــکــــ شده ام.....
نماز بـــــــــاران بخوانــــــی؟؟

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

ای مسافر !

ای جدا ناشدنی !

گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر !

تا به کام دل ببینمت...

بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم...

آه ! که نمیدانی ... سفرت روح مرا به دو نیم می کند ...

و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید ...

بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را...

مسافر من ! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش...

با من سخنی بگو مگذار یکباره از پا در افتم ...

فراق صاعقه وار را بر نمی تابم ...

جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز...

آرام تر بگذر ...

وداع طوفان می آفریند... آیا فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟!

باران هنگام طوفان را که می بینی ! آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری ...

من چه کنم ؟ تو پرواز می کنی و من پایم به زمین بسته است ...

ای پرنده ! دست خدا به همراهت ...

اما نمی دانی ... نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست ...

از خود تهی شده ام ... نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید ؟؟؟


عموی نازنینم روحت شاد



تو اکنون در میان ما نیستی

اما چشمهای مهربان تو

در اندازه واقعی یک قامت بلند به ما خیره مانده است

تو سرشار از اعتماد بودی و لبخند های تو

نوید بخش هستی ما بود و وقار ما

تو با خیال یکی شدی


ای فانوس روشن زندگی ما ...


و زندگی بی تو چه طاقت فرساست...


  • الهام

من حق دارم توی خط واحد بجای گوش دادن اندی و ،

.

مداحی حاج منصور گوش بدم

.

و حق دارم وقتی راه میرم بجای اینکه زل بزنم

.

 تو صورت پسرای مردم سرم پایین باشه

.

و کسی حق ندارد به من بگوید ” چقدر املی “!

.

من یک دختر مذهبی هستم 

.

 من معنای لذت بردن از زندگی را می دانم

.

من یک دختر مذهبی هستم 

.

من معنای شادی و خنده را می دانم

.

 من یک دختر مذهبی هستم 

.

من انسان غمگین و افسره ای نیستم

.

من یک دختر مذهبی هستم 

.

 من از زندگی به شیوه خودم لذت می برم

.

 من یک دختر مذهبی هستم

.

و باور کنید که من هم حق زندگی دارم!

.

 خداوندا ! تو به داد دل ما برس !




  • الهام

بعد یک عمر که سهراب سرود ، قایقی باید ساخت ..

.

داغ قایق به دلش ماند و گذشت ..

.

دل سهراب ز هیاهوی زمان سوخته بود ..

.

رخش از آتش بیداد برافروخته بود ..

.

خواست بگریزد از این شهر غریب، شهر نیرنگ و فریب ..

.

در دلش نقشه ی قایق که کشید، رفت و از همهمه ی داغ رهید ..

.

گوش کن سهراب !

.

دل ما هم چون تو بسی افسرد و گداخت ..

جای قایق این بار  ، کشتی باید ساخت ..



  • الهام