عرشیان و قدسیان هلهله و شادی سر دادند و هفت آسمان چراغان گشت و اینگونه عقد آسمانی بین مولود کعبه و بانوی آب و آئینه بسته شد
و این روز، روزی سرشار از عشق و مهر برای همیشه ثبت و
آغاز عاشقی روایت و حکایت همیشگی تاریخ گردید.

- ۰ نظر
- ۱۵ مهر ۹۲ ، ۱۳:۲۶
عرشیان و قدسیان هلهله و شادی سر دادند و هفت آسمان چراغان گشت و اینگونه عقد آسمانی بین مولود کعبه و بانوی آب و آئینه بسته شد
و این روز، روزی سرشار از عشق و مهر برای همیشه ثبت و
آغاز عاشقی روایت و حکایت همیشگی تاریخ گردید.

بعد یک عمر که سهراب سرود ، قایقی باید ساخت ..
.
داغ قایق به دلش ماند و گذشت ..
.
دل سهراب ز هیاهوی زمان سوخته بود ..
.
رخش از آتش بیداد برافروخته بود ..
.
خواست بگریزد از این شهر غریب، شهر نیرنگ و فریب ..
.
در دلش نقشه ی قایق که کشید، رفت و از همهمه ی داغ رهید ..
.
گوش کن سهراب !
.
دل ما هم چون تو بسی افسرد و گداخت ..
جای قایق این بار ، کشتی باید ساخت ..

از آدم ها بگذر!
دلت را گنده تر کن
ناراحت این نباش
که چرا جاده ی رفاقت با تو همیشه یک طرفه...
مهم نیست اگه همیشه یک طرفه ای
شاد باش که چیزی کم نگذاشته ای
و بدهکا رخودت،رفاقت و خدایت نیستی...
گـاه دلـم میـگـیرد
گـاه زندگی ســخـت می شود
.
گـاه تـنـهـا , تـنـهـایـی آرامـش مـی آورد
.
گـاه گـذشـتـه اذیـتـم مـیکـنـد ..
درسـت مـثـل هـمین روزها ...